و
ما مطمئنيم كه نيروهايي كه غرب در سوريه مسلحشان كرده است براي تغيير رژيم
توي مخ هيچ دختر بچه اي شليك نكرده اند ... خوب مطمئنيم ... ٣٥ هزار كودك
كشته شده در سوريه را يك به يك با نام و دليل و مشخصات مرگشان گشته ايم.
ما پيروان تئوري جنگهاي بشردوستانه.
Sunday, October 20, 2013
Saturday, October 19, 2013
مي
گم "بردلي منينگ" بيش از هزار روز است در زندان انفرادي زنداني است ... مي
رين سازمان ملل موضوع تحريم اقتصادي ايران را دنبال كنين ... يا نامه مي
نويسين اوباما مردم ايران را نجات بدهد (حالا كه افغانستان و عراق همه در
ارامش ر سعادتند) ياداوري كنين اين حقوق بشر را براي "بردلي" هم فالو كنه
براي ابروي همتون با هم بهتره!
Friday, October 18, 2013
خيلي جالبه كه از عراق و افغانستان و ليبي هم خبري در مين استريم مدياي غرب نيست ... درست مثل عربستان و بحرين
١٥ سال پيش فقط عراق و افغانستان بودند همه جا ... حالا ايران و سوريه ... در حالی که خوانده ام که امار اعدامهای عراق امروز از ایران کمتر نیست .. و اعدام زنان و کودکان هم
حالا همه راجع به سوریه می نویسند .. سوریه ... سوریه ... و خوب کسی وقت برای خیابانهای عراق که هفته ای یک بمب در انها منفجر می شود ندارد.
١٥ سال پيش فقط عراق و افغانستان بودند همه جا ... حالا ايران و سوريه ... در حالی که خوانده ام که امار اعدامهای عراق امروز از ایران کمتر نیست .. و اعدام زنان و کودکان هم
حالا همه راجع به سوریه می نویسند .. سوریه ... سوریه ... و خوب کسی وقت برای خیابانهای عراق که هفته ای یک بمب در انها منفجر می شود ندارد.
Thursday, October 17, 2013
بخشي از يك نامه
گاهی فکر می کنم که تجربیات بیست و پنج ساله گذشته تغییرم داده اند .. .یا تراشم داده اند ... یا ابدیده ام گرده اند ... یا خسته ام کرده اند ... یا نرمم کرده اند ... یا سختم کرده اند ... یا قدرت پذیرش را در من افزایش داده اند ... و یا قدرت کنار امدن را در من کاهش داده اند ... و حتی اینها هم دیگر برایم مهم نیستند ... انسان انقدر می تواند پیچیده باشد که اساسا فهمیدن همه ی این چیزها کار بسیار سختی است ... و از انجا که می بینم پذیرفته ام که مرتب و سال به سال در حال تغییرم .. حالا دیگر حتی نشانه های هیچیک را دوست یا دشمن نمی دارم ... می پذیرمشان ... مثل سن مثل سال.
گاهی فکر می کنم که تجربیات بیست و پنج ساله گذشته تغییرم داده اند .. .یا تراشم داده اند ... یا ابدیده ام گرده اند ... یا خسته ام کرده اند ... یا نرمم کرده اند ... یا سختم کرده اند ... یا قدرت پذیرش را در من افزایش داده اند ... و یا قدرت کنار امدن را در من کاهش داده اند ... و حتی اینها هم دیگر برایم مهم نیستند ... انسان انقدر می تواند پیچیده باشد که اساسا فهمیدن همه ی این چیزها کار بسیار سختی است ... و از انجا که می بینم پذیرفته ام که مرتب و سال به سال در حال تغییرم .. حالا دیگر حتی نشانه های هیچیک را دوست یا دشمن نمی دارم ... می پذیرمشان ... مثل سن مثل سال.
Tuesday, October 15, 2013
Monday, October 14, 2013
Saturday, October 12, 2013
ياشاريوسف فيلم beautiful نمي خواهد ... كفش beautiful نمي خواهد cool مي خواهد
"Mommy I don't like beautiful things"
و در كارتونها براي اسيب ديدن كاراكترهاي بد كارتون گريه مي كند "mommy they are killing the bad guys!!" و "تو گفتي بدگاي ها را هم نمي كشيم"
اينها را مي نويسم براي اينكه بگويم بچه دار شدن خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي سختتر از ان است كه فك مي كني.
"Mommy I don't like beautiful things"
و در كارتونها براي اسيب ديدن كاراكترهاي بد كارتون گريه مي كند "mommy they are killing the bad guys!!" و "تو گفتي بدگاي ها را هم نمي كشيم"
اينها را مي نويسم براي اينكه بگويم بچه دار شدن خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي سختتر از ان است كه فك مي كني.
Subscribe to:
Posts (Atom)