Monday, October 21, 2013

و ما مطمئنيم كه نيروهايي كه غرب در سوريه مسلحشان كرده است براي تغيير رژيم توي مخ هيچ دختر بچه اي شليك نكرده اند ... خوب مطمئنيم ... ٣٥ هزار كودك كشته شده در سوريه را يك به يك با نام و دليل و مشخصات مرگشان گشته ايم.
ما پيروان تئوري جنگهاي بشردوستانه.


Sunday, October 20, 2013

و گرگ گرسنه و خشمگين ناخنهايش را سوهان مي زند و مي نشيند منتظز تو كه قصه اي برايش بنويسي كه در ان شنگول و منگلول را خورده است و سير و پر با حبه ي انگور بازي مي كند تا وقت گرسنگي بعدي
و ننه بزبزي يك جايي در اخوري به بندي بسته است و باز حامله است تا برايش بزغاله هاي لذيذ بياورد


Saturday, October 19, 2013

مي گم "بردلي منينگ" بيش از هزار روز است در زندان انفرادي زنداني است ... مي رين سازمان ملل موضوع تحريم اقتصادي ايران را دنبال كنين ... يا نامه مي نويسين اوباما مردم ايران را نجات بدهد (حالا كه افغانستان و عراق همه در ارامش ر سعادتند) ياداوري كنين اين حقوق بشر را براي "بردلي" هم فالو كنه براي ابروي همتون با هم بهتره!


Friday, October 18, 2013

Enough با اين جايزه ي نوبل براي اين و براي ان ... ميلتون فريدمن و هنري
كيسينجر جايزه ي نوبل گرفته اند ... كافي نيست براي اينكه بي خيال نوبل شد؟

يك ژان پل سارتر هم ندارد قرن بيست و يكم


وقتی نتانیاهو از آزادی مردم ایران حرف می زند .. من همان حرفی به ذهنم می رسد که وقتی که بوش به اسم «لیبرتی» عراق را با خاک یکسان کرد: «تو دیگه خفه!!»

بروم یک صفحه در فیسبوک بزنم به این اسم «تو دیگه خفه!!» برای این موارد.


خيلي جالبه كه از عراق و افغانستان و ليبي هم خبري در مين استريم مدياي غرب نيست ... درست مثل عربستان و بحرين

١٥ سال پيش فقط عراق و افغانستان بودند همه جا ... حالا ايران و سوريه ... در حالی که خوانده ام که امار اعدامهای عراق امروز از ایران کمتر نیست .. و اعدام زنان و کودکان هم

حالا همه راجع به سوریه می نویسند .. سوریه ... سوریه ... و خوب کسی وقت برای خیابانهای عراق که هفته ای یک بمب در انها منفجر می شود ندارد.


ته چاه ... تهِ ته


Thursday, October 17, 2013

بخشي از يك نامه

گاهی فکر می کنم که تجربیات بیست و پنج ساله گذشته تغییرم داده اند .. .یا تراشم داده اند ... یا ابدیده ام گرده اند ... یا خسته ام کرده اند ... یا نرمم کرده اند ... یا سختم کرده اند ... یا قدرت پذیرش را در من افزایش داده اند ... و یا قدرت کنار امدن را در من کاهش داده اند ... و حتی اینها هم دیگر برایم مهم نیستند ... انسان انقدر می تواند پیچیده باشد که اساسا فهمیدن همه ی این چیزها کار بسیار سختی است ... و از انجا که می بینم پذیرفته ام که مرتب و سال به سال در حال تغییرم .. حالا دیگر حتی نشانه های هیچیک را دوست یا دشمن نمی دارم ... می پذیرمشان ... مثل سن مثل سال.


Tuesday, October 15, 2013

من در مقابل ضرورتهای "خود"م در مقابل جامعه می ایستادم
و در مقابل ضرورتهای "خود"م در مقابل تو
و تو با ضرورتها همصدا میشدی
تو همیشه ضرورت ها را انتخاب می کردی
من از ضرورتها بیزارتر می شدم ...
و از خودم ... که تو را می خواست.


Monday, October 14, 2013

من همه چيز را با تو مقايسه مي كنم ... نه نه ... با تصورم از تو ... همينه كه اينطور سگ اخلاقم.


Sunday, October 13, 2013

لازم نيست به جنگ خدايان برويم ... كافيست به آنها پشت كنيم.


Saturday, October 12, 2013

ياشاريوسف فيلم beautiful نمي خواهد ... كفش beautiful نمي خواهد cool مي خواهد

"Mommy I don't like beautiful things"

و در كارتونها براي اسيب ديدن كاراكترهاي بد كارتون گريه مي كند "mommy they are killing the bad guys!!" و "تو گفتي بدگاي ها را هم نمي كشيم"

اينها را مي نويسم براي اينكه بگويم بچه دار شدن خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي سختتر از ان است كه فك مي كني.