Wednesday, March 3, 2010


می‌شود سلانه گذشتنت را ديد
از پشت پنجره‌ی خيال.
راه افتاد زير باران
سرفه کرد
سوت زد در آن تاريکی
و جايی گم شد.

می‌شود
همه‌ی اينها می‌شود

"عباس معروفی
Post a Comment