Thursday, March 21, 2013

دارد فکر می کند از یکی از چیزهاییکه خیلی دوست دارد بگذرد (با درستی این ادعا که بعد از از رفتن تو ... از هر چیزی می تواند بگذرد ... باید اینجا روبرو شود) ... قهوه.
چرا؟ هم از شر این زنجیره های تورنتو ... استارباکس و تیم هورتونز حلاص شود ... هم از شر نگرانی انتخاب فری ترید کافی اور فیر ترید کافی ... و هم از کرم/شیر که در کافی می ریزد ... و اخر سر هم از شکلات شیری که با کافی می خورد و باز کوکواش و شیرش مسیله دارند ...

****

شاید اجزای تشکیل دهنده ی یک چیز به انتخاب من نیستند یا نمی توانند باشند ... اما انتخاب نهایی با من است.
کافيين ادیکتی که من باشم ... روزی چهار تا کافی ... و سردردهای ناشی از کمبودش ... این یکی دیگر چلنج بزرگی است...شاید بزرگتر از سبزیخوارشدن.

حالا ببینم
Post a Comment