Tuesday, February 25, 2014

وقتی می بینم که این موضوع که نقش زن در تنازع بقا «حاملگی و زایمان و شیر دادن نوزاد اینده با غذایی که طبیعت در سینه اش قرار می دهد» است برای بعضی ها اینقدر توهین امیز است ... فکر می کنم یا من چقدر از ذهنیت حاکم امروز -حالا هر روزمان هم که امروز است- دورم ... .
.
.
پانویس اول: گفتم "نقش" زن.

پانویس دوم: بله بله نفش نر را من هم بیشتر دوست دارم! توزیع ژن به هر ماده ای که می رسد! .. البته خوب نر از لذت حاملگی و شیر دادن نوزاد محروم است.

پانویس سوم: من دو سال و ده ماه پسرکم را شیر دادم با اینکه از ده ماهگی اش بازگشتم سر کار ... دو سال شبها شیرم را می دوشیدم و برای فردای بچه می گذاشتم ... به دلیل اینکه مسئولیت مالی زندگی خودم و بچه ام با من است. هنوز هم نمی دانم نفی اهمیت و همچنین زیبایی این موضوع که طبیعت غذای نوزاد را در تن زن قرار داده است در تقابل با مسئولیت هایی که برای زن می اورد چرا اینقدر باب روز است.

پانویس آخر: بله بله .. باید برای حقوق مادران مبارزه کرد ... برای حق دسترسی به مهدکودک رایگان ... ساعت کار کمتر ... و حقوق بیشتر ...
Post a Comment