Thursday, December 25, 2014

نمی دانم اخرین باری که چنین خشونتی بر تن بینوای خودم روا کرده ام کی بوده است ... من در عمرم شاید ده تا کفش پاشنه بلند خریده ام ... و بی تردید هیچ یک را شاید بیشتر از دوبار هم نپوشیده ام ... حتی همان دفعات معدود هم من همیشه هم در کیفم یک کفش تخت می گذارم .. و به محض اینکه احساس می کنم حماقت از اندازه اش در حال گذشتن است (یعنی پایم درد گرفته است یا کمرم ... یا خسته شده ام از ایستادن که با کفش تخت محال است) کفش را با یک کفش تخت و راحت عوض کرده ام ... اخری را دو سال پیش خریدم .. و باز هم نپوشیدمش ...
خوشگل و شیک توی کمد نشسته است ... باید بدهمش برود .. مثل همه ی انهای دیگر.

خشونتهای شیمیایی مثل زدن نرم کننده به مو یا مام زیر بغل (که مطالب راجع به خطرات شان در مدت طولانی کم نیستند) ... یا خشونتهای سخت بر پوست بی نوا مثل تراشیدن موی زیر بغل و خط مایو را ... باشد تحمل می کنم.
این یکی را نه!
این یکی را نه!



Post a Comment