Monday, August 26, 2013

صحبت كردن با يك دوست چپ مثل كوهنوردي شفابخش است در اين تورنتوي دربه در ... مثل ديدن تو ده سال بعد از هجرتي كه بي بازگشت شده است ... مثل مست كردن با ودكا وقتي تنها نشسته اي در تاريكي غارت و در را بسته اي به روي همهمه ي خالي بيرون ... صحبت كردن با يك دوست چپ در ايران كه باز مي خواهد دنيا را روي شانه هايش نجات دهد و رئاليسم به ايده آليسم آلوده اش بوي جواني و انرژي مي دهد مثل از نو جوان شدن است.
از اين چپ منظورم لفتيست نبود ... و سوسياليست نبود ... منظورم ماركسيست بود.
Post a Comment