Friday, April 18, 2014

و من زاده شدم
تولدم
حاصل سیاستهای شکست خورده ی کنترل جمعیت بود
در شرق میانه
شاید حاصل واردات کاندومی
که تاریخ مصرفش گذشته بود

یا نمی دانم
انطور که می گویند
دکتر خارجی بدون مرز
در رحم مادرم یک آی-یو-دی گذاشت
از انها که اگر نه فقر را
که فقیران را
تا 99 در 100
کاهش می توانست داد

مادر انگلیسی نمی دانست
و دکتر توانايي اقلیت را
سخت جانی اسپرم های گرسنه
که برای زنده ماندن تقلا می کردند
هه! برای گسترش ژن فقر

و من در اقلیت زاده شد
نابهنگام بود
تولدم
عشقهایم
باورهایم
سرگردانی ام

من زاده شدم
عدد ناچیزی در امار کودکانی که "باید" زاده نمی شدند
در میان برنامه های توسعه
و مرزهایی که مثل زخم
روی تن زمین خطی از خون می انداختند

تولدم
حاصل سیاستهای شکست خورده ی کنترل جمعیت بود
در شرق میانه
من با صدقه ی Missionary های مسیحی مهربان
سیر می شدم
خبر تولدم را روزنامه نگاران بدون مرز به گوش جهان رساندند
و خبر واکسینه شدنم را
پزشکان بدون مرز

من زاده شدم
پیش از اینکه تجاوز نظامی
راه حل تکامل سیاسی شناخته شود
و کشتار کودکان
راه-چاره ی اختلافات فرقه ای

قرنها بعد از سوزاندن صلیبهایی که بر بالاشان
یاران آن مدعی ساده لوح نفی خشونت را
مصلوب می کردند
همان که با زنان فاحشه حشر و نشر می کرد
و بانکدارها را از معابد خداوند بیرون می ریخت
جوان ساده لوحي که مسیحای مردم خود نشد
که در مزارع زیتون بیت المقدس
بر سر تکه زمینی هنوز یکدیگر را می درند

وقتی مردان ریشوی ترسناک
با ان عمامه های کثیفشان
هنوز شکم میسیونرهای مهربان را
روی صفحه ی اصلی سایت عفو بین الملل
با خط و نشان فرقه هاشان
پاره پاره نمی کردند

و من زاده شدم
نابهنگام بود
تولدم
عشقهایم
باورهایم
سرگردانی ام
و مرگم
Post a Comment