Wednesday, April 9, 2014

بین تضادها و مشکلات رابطه گیر می کند.
سر گشته است ... صادق .. اشفته .. خیانت دیده
نمی رود.
نمی بخشد.
نمی پذیرد.
نمی خواهد.
می ترسد.
وسوسه می شود.
می گوید: "وافعگرا باید بود ... کاری نمی شود کرد. همین است که هست. رویا نمی شود بافت."
می گوید: "باید یکی را انتخاب کرد."
.
.
.
.
یکبار برای همیشه باید به همه شان پشت کرد. یکبار برای همیشه باید به همه شان گفت نه.
باید برای خلق واقعیتی رفت که من هستم .. یا تو هستی ... حتی اگر از همه طرف ... از هیچ طرف ... پذبرفته نمی شود ... یا عاقلانه به حساب نمی اید ... یا پسندشان نیست.
Post a Comment