Monday, December 15, 2014

من را به خاطر بردن بچه به راهپیمایی عليه تجاوز ناتو به سوريه متهم می کنند به كودك ازاري
ولي والدین اين دختر كوچولوهايي كه در مراسم عروسي گل مي ريزند روی فرش جلوي پاي عروس... يا دامن عروس را مي گيرند ... و يا پسر كوچولوهايي كه كت و شلواو كراوات مي پوشانند و حلقه ي عروس و داماد را حمل می کنند در این بدوی ترین سنتهای لوکس و تصنعی و پرهزینه ی امروز .. که می تواند ذهن بچه را تا اخر عمر فاکد آپ کند چی؟

تربيت بچه كار ساده اي نيست ... خصوصن وقتي هنجارهامان اینقدر ناهنجارن ... که نمی فهمیم.
چند هفته پیش در تظاهرات یکی از رفقایم در تورنتو سراغ یاشار را گرفت .. گفتم که با پدرش است .. و ماجرار را برایش گفتم .. مدتی سرش را خاراند ... پرسید: "توی فیسبوک؟" و بعد سرش را تکان داد که: "تعجبی ندارد! "

دیگر نگفتم که همین الان یاشار یوسف از مدرسه یاد گرفته است و از من راجع به "عروس" و "داماد" و "عروسی" سوال می کند ... یاشار حتی یکروز گفت: "وقتی من عروسی کنم ... " که برق از کله ی من پرید



یاشار حالا مدتهاست مرتب راجع به سربازی و تفنگ و پلیس سوال می کند .. و لزوم اینکه "پلیس باید هفت تیر داشته باشد تا ادم بدها را بکشد" چرا که در مدرسه یک پلیس را اورده اند تا برای بچه های 5 ساله صحبت کند و تفنگش را نشانشان بدهد.

در کنار همه ی مزخرفات دیگر .. مانند تقدیس ارتش ... تقدیس عمل سربازی ... و سکسیم عمیقی که بیش از اینکه ناشی از مدرسه باشد ناشی از روشی است که خانواده های دیگر بچه هایشان را بار می اورند و به انها لباس می پوشانند .. بچه هایی که همین الان در 5 سالگی بازی ها و رنگها و لباس های "دخترانه و پسرانه" را بلدند ....

محیط مدرسه دارد ذهن بچه را نابود می کند.
Post a Comment